بر ما چه شده است ، 18 تیر نزدیک است.


18 تیر ماه

آیا باز هم می خواهیم در خانه بمانم ؟

آیا می خواهم در صورتیکه به خیابان آمدم ساکت بمانم و بعدا دایم با خود کلنجار برم که چرا ساکت گوشه ای نظاره کردم و نتواسنتم شعاری از خود بگویم تا دیگران به پشتوانه آن شعار دهند؟

فکر می کنم به 18 تیرماه 1388 خیابان امیرآباد کوچه دوم زمانی که از دوطرف نیروهای ضدشورش و بسیج به سمت مردم حمله کردند و آنجا بودم و در حال محاصره که پیرزنی در خانه خود را به روز جوانان گشود. آیا می شود آن حماسه ها دوباره تکرار شود گرچه خاطرات بدی هم در همان زمان ها بود و اتفاقاتی افتاد اما آیا می شود دوباره تکرار شود؟

ترس تا کی؟ ترس از چی؟ مگر چند سال می خواهیم زنده بمانیم که باید انقدر بترسیم مگر اکنون چگونه زندگی می کنیم که به آن دل بستیم؟

افکارم برآشفته است ، اشک هم در چشمان حلقه زده است.

امیدوارم مردم دوباره به پاخیزند و دوباره با ندای الله و اکبر و با شعار مرگ بر دیکتاتور و درود بر موسوی و کروبی .

و سرود یاردبستانی کنار هم قرار گیرند.

من به هر حال دوباره می روم و ترس را از دلم خارج می کنم.

به یاری خدا ئ مردم سبز ایران زمین  ایران را دوباره سبز سبز می کنیم.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s